خاطرات عاشورا
سلام پسر قشنگم تاسواوعاشورا رفتیم خانه اقاجان خیلی هواسرد بود ولی خیلی خوش گزشت شما که حسابی شیطانی کردی فدات بشم ولی هیچ مراسمی نرفتیم اشکال نداره اقاجان دیدیم دلمون باز شد جای مامان جان خیلی خالیه خیلی دلم براش تنگ شده فدات بشم شب عاشورا رفتیم خانه باباعلی وای اینقدر شیطانی کردی که شب از خستگی هلاک شده بودی
دوروز بعددوباره رفتیم خانه اقاجان نازنین هم امد ولی شما سرماخورده بودی الهی قربان یکی یدونم برم جمعه رفتیم خانه بابا علی شبش با مادرجان وعمه فهیمه واجی طیبه رفتیم مسجد شام گرفتیم شما خوشحال بودی امدی مسجد یک کمی شیطونی کردی
پسرمخاله منیر قولداده عکسات برام بزاره فعلا بای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خاطرات عاشورا
