سپهرسپهر، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 10 روز سن داره

سپهر مامانی

سلام گلم

سلا گلم امروز 19ابان سال1393خسته ازسرکار امدم شما داری شیطانی میکنه دوچرخه سواری فدات بشم به نظرت تو کی بزرگ میشی تا بتوانیم باهم حرف بزنیم اخه من تنهام کسی ندارم براش حرف بزنم تا بزرگ بشی برات مینویسم گلم شب خوش   ...
19 آبان 1393

خاطرات عاشورا

سلام پسر قشنگم تاسواوعاشورا رفتیم خانه اقاجان خیلی هواسرد بود ولی خیلی خوش گزشت شما که حسابی شیطانی کردی فدات بشم ولی هیچ مراسمی نرفتیم اشکال نداره اقاجان دیدیم دلمون باز شد جای مامان جان خیلی خالیه خیلی دلم براش تنگ شده فدات بشم شب عاشورا رفتیم خانه باباعلی وای اینقدر شیطانی کردی که شب از خستگی هلاک شده بودی  دوروز بعددوباره رفتیم خانه اقاجان نازنین هم امد ولی شما سرماخورده بودی الهی قربان یکی یدونم برم جمعه رفتیم خانه بابا علی شبش با مادرجان وعمه فهیمه واجی طیبه رفتیم مسجد شام گرفتیم شما خوشحال بودی امدی مسجد یک کمی شیطونی کردی  پسرمخاله منیر قولداده عکسات برام بزاره فعلا بای ...
17 آبان 1393

سپهر عاشقتم

قربانت برم پسر عزیزم عاشقتم ما خانه اقاجان هستم امروز تاسوعا روز 12ابان هست راستی تولدم هم هست خیلی شیطان شدی همه را ازیت کردی قربانت برم عاشقت هستم
12 آبان 1393

اولین سفر سپهر

سلام پسر گلم چند روز پیش باهم رفتیم سفر به بوشهر خیلی خوش گذشت عمه فهیمه را هم بردیم ماشالله خیلی شطونی کردی اول رفتیم شهرضا به رفتیم یاسوج شب یاسوج خوابیدیم الهی دورت بگردم شما خیلی خسته شدی ولی اولین سفر خیلی خوش گذشت اینشاله باز هم میریم عکسهای سفر برات میریزم امروز حالت خوب نیست تب داشتی فعلا خداحافظ
3 آبان 1393

سلا گلم عاشقتم

سلام پسرم قربونت برم از اول مهر عمه جان آمده طبقه بالا نشسته شما همش میخواهی بری بالا شیطانی بکنی قربونت برم خیلی خوشحالی که میری خوشحالی که دیگه تنها نیستی فدات بشم جمعه رفتیم خانه خاله ناناز نمی خواستی بیایی خیلی شیطانی خاله منی میترسه نازنین تنها بگذاره میترسه من وشما بخوریمش تحفس مگه نه‍هههههههههه قربون پسر برم ...
8 مهر 1393

سپهر مامان سلام

سلام آقاپسر خوبی چند روزه وقت نکردم برات بنویسم ببخشید چندوقت مریضی خوب نمی شی نمی دانم چیکار کنم فکر کنم حساسیت پیدا کردی الهی قربون تک پسرم بشم
17 شهريور 1393

سلام پسرم

سلام پسرگلم چطوری دیروز رفتی خانه باباعلی با عمه فاطمه آجی طیبه وآجی الهام وزن عموفاطمه وداداش میثم وشماومامانی وای چقدرآدم فکر کن اصلا جانداشتیم قربونت برم خیلی شیطانی کردی بعد باعمه فهیمه رفتیم باغ خیلی خوش گذشت قربون پسر گلم برمرفتیم خانه با آجی الهام تاشب بازی کردیم خیلی خوش گذشت ...
8 شهريور 1393